ميرزا حسن حسينى فسايى

597

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

بيشتر به عمل آورد و پس از نظم شيراز ، رايات ظفرآيات را به جانب لارستان براى تنبيه نصير خان لارى افراخت و ندر خان « 1 » زند را به ايالت شيراز گماشت و در زمستان اين سال ، غلاى غله به اعلا درجه رسيد ، يك من گندم به وزن تبريز به چهار عباسى رسيد و ندر خان انواع تعديات را به اهل شيراز نمود و خواجه اكبر كدخداباشى نعمة اللهى خانه را بكشت و نواب كريم خان وكيل بعد از ورود به شهر لار ، نصير خان لارى « 2 » در نارين قلعهء لار « 3 » كه بر فراز كوهى است متحصن گرديد و گرمى هواى لارستان شدت نمود ، نواب وكيل به گرفتن پيشكشى از نصير خان قناعت فرموده ، عود به شيراز نمود و در اثنا خبر طغيان اهالى دشتستان رسيد ، نواب وكيل تشريف‌فرماى دشتستان شده ، آنها را در تحت اطاعت آورد و محمد خان زند كه مدتى از نواب وكيل روى - گردان شده ، در ظل رايت على مردان خان بختيارى توقف داشت ، فرصتى يافته ، محض استرضاى خاطر وكيل ، خنجرى بر شكم على مردان خان زده ، او را بكشت « 4 » و در آن روزها ، خدمت وكيل آمده ، مورد عنايت گرديد و چون نواب آزاد خان ، شهرت اقتدار نواب محمدحسن خان قاجار نايب - السلطنه را شنيد و دشمنى مانند وكيل را در همسايگى داشت اصفهان را گذاشت و به جانب آذربايجان شتافت و نواب كريم خان از شيراز نهضت نموده ، بىكلفت خاطر وارد اصفهان گرديد و بعد از چند روزى تفنگچيان كازرونى و دشتستانى از سرماى زمستان اصفهان منزجر گشته ، اذن مرخصى را خواستند و نواب وكيل چون دشمن در مقابل داشت ، آنها را مرخص نداشت و تفنگچيان متفق گشته ، در يك محله اجتماع نموده ، بر پشت‌بامها سنگر بسته ، سه چهار روزى نشستند و نواب وكيل سركرده‌هاى كازرونى و دشتستانى را خواسته ، استمالت كرد و در اين هنگام نواب محمد حسن خان قاجار نايب السلطنه ، از مازندران به عزم تسخير عراق نهضت فرمود و نواب وكيل ، شيخ على خان زند را با چندين هزار نفر سواره و پياده ، براى دفع او روانه داشت و بعد از تلاقى فريقين ، دلاوران قاجار بر سواران زند در نواحى كزاز « 5 » غالب شدند و چون اين خبر به نواب وكيل رسيد ، خود به عزم جنگ به استقبال شتافت و در كلون‌آباد « 6 » ، چهار - فرسخى اصفهان جنگ درپيوست و نواب وكيل شكست يافت [ و ] تا شيراز در هيچ‌جا ، عنان بازنكشيد و نواب محمد حسن خان با خاطر جمع وارد دار السلطنه اصفهان گرديد « 7 » و نواب وكيل بعد از ورود به شيراز به حفر خندق و استحكام قلعه پرداخت . و نواب محمد حسن خان در بهار سال 1169 مطابق سيچقان‌ئيل « 8 » ، حكومت اصفهان را به اميرگونه خان « 9 » خان افشار ايرلو تفويض فرموده ، بنه و اغروق را گذاشته ، به جانب شيراز نهضت نموده ، در خارج شهر شيراز نزول فرموده و هشت روز توقف كرده ، كارى را نديده ، بلوكات

--> ( 1 ) . در متن : ( بدر خان ) ، ر ك : روزنامه كلانتر ، ص 56 ، مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 147 و 325 . ( 2 ) . گيتىگشاى ، ص 47 . ( 3 ) . گيتىگشاى ، ص 48 و 49 . ( 4 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 44 . ( 5 ) . در گيتىگشاى ، ص 53 : ( در محلى موسوم به سنجان من توابع كزاز ) . ( 6 ) . در گيتىگشاى ، ص 53 : ( در قريه مسمى به حلول‌آباد توابع بلوك قهاب ، چهار فرسنگى اصفهان ) . ( 7 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 54 . ( 8 ) . در گيتىگشاى ، : ( لوىئيل ) . ( 9 ) . در متن : ( امير كونه ) ، ر ك : گيتىگشاى ، ص 54 .